خبرگزاری حوزه | آموزههای نورانی قرآن کریم در تمامی ابعاد زندگی فردی و اجتماعی، راهنمای انسان به سوی سعادت است. یکی از ابعاد اجتماعی قرآن کریم، آیاتی است که در باب جهاد بیان شده است. نزدیک به ۲۰۰ آیه در قرآن کریم درباره جهاد و شهادت وجود دارد. این آیات به زوایای مختلف جهاد در اسلام اشاره کردهاند. اهمیت جهاد، تشویق به جهاد، آداب جهاد، جایگاه شهادت، پاداش مجاهدان، جایگاه صلح و مذاکره، شرایط اتمام جنگ، هزینههای جنگ و اهداف متعالی جهاد، از جمله موضوعاتی است که در قرآن کریم درباره جهاد و شهادت ذکر شده است. آنچه در این نوشتار مورد بحث قرار میگیرد، شرایط اتمام جنگ از نگاه قرآن کریم است که میتواند در وضعیت فعلی جنگ تحمیلی سوم مورد اهتمام قرار گیرد.
* شرایط اتمام جنگ از نگاه قرآن
شروع و اتمام جنگ از نگاه قرآن کریم، ذیل فلسفه کلی جهاد فیسبیلالله قابل تعریف است. جهاد از نظر اسلام بهمنظور تقویت دین، جلوگیری از انحراف دین، مبارزه با ظلم، پایان دادن به کفر و شرک، و نیز امنیتبخشی به جامعه اسلامی است. بر این اساس، هرگاه جنگی بین مسلمانان و کفار یا متجاوزان به جامعه اسلامی رخ دهد، متناسب با شرایط پیشآمده، شرایط پایان جنگ نیز متفاوت خواهد بود و اینگونه نیست که خداوند یک نوع پایان را برای جهاد در اسلام در نظر گرفته باشد. سیره پیامبر گرامی اسلام(ص) و ائمه معصوم(ع) در جنگ نیز بیانگر این نکته است که هر جنگی، متناسب با شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه اسلامی، نقطه پایان متفاوتی خواهد داشت. لازم به ذکر است که تشخیص نقطه پایان جنگ در نظام اسلامی بر عهده ولی فقیه زمان است که بر اساس شرایط جامعه و موازین اسلامی تعیین میگردد. در این نوشتار، ضوابط کلی پایان جنگ از نگاه قرآن ارائه میشود.
۱. نابودی کامل کفر
﴿وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّی لا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ ...﴾ (بقره / ۱۹۳)
در آیه ۱۹۳ سوره بقره و نیز آیه ۳۹ سوره انفال، این عبارت با اندکی تفاوت بیان شده است و میفرماید: پایان نبرد شما با کفار، زمانی است که فتنه و شرک ریشهکن شده باشد و دین الهی سراسر جامعه را فرا گرفته باشد. سه هدفِ از میان بردن فتنهها، محو شرک و بتپرستی، و نیز جلوگیری از ظلم و ستم برای جهاد در این آیه ذکر شده است. (مکارم شیرازی: ج ۲، ص ۲۵) بسیاری از مفسران، فتنه را بهعنوان یک عامل کلی و شرک را بهعنوان یکی از مهمترین مصادیق فتنه نام بردهاند. بر این اساس، آیه شریفه زمان اتمام جهاد با کفار را زمانی بیان میکند که فتنهها پایان یافته باشد و دین الهی جهانشمول شده باشد. این آیه به مسلمانان هشدار میدهد که اقدامات جزئی دشمن در مصالحه با مسلمانان و اتمام ظاهری جنگ را به منزله پایان مبارزه با کفار تلقی نکنند و همواره برای جهاد با دشمنان آماده باشند. آیه ۶۰ سوره انفال که دستور به تهیه تجهیزات نظامی میدهد و نیز آیه ۲۱۷ سوره بقره که تقابل بین اسلام و کفر (اعم از یهود، مشرکان و ...) را لایزال میداند، مکمل آیه شریفه مورد بحث ارزیابی میشود. جمعبندی آیاتی که در این قالب بیان شده، مسلمانان را برای جهاد همیشگی با دشمنان دین خدا آماده نگه میدارد؛ اما به این معنا نیست که مسلمانان همواره باید در حال جنگ و قتال باشند.
۲. تسلیم شدن دشمن
﴿وَإِن جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ﴾ (انفال / ۶۱)
گاهی اتفاق میافتد که مسلمانان در حال جنگ نظامی با دشمنان هستند و شرایط جنگ به مرحلهای میرسد که دشمنان دست تسلیم بلند کرده، خواستار پایان مخاصمه میشوند. آیه ۶۱ سوره انفال در این شرایط میفرماید: شما باید به ندای صلحخواهی دشمن پاسخ مثبت دهید و در این مرحله از جنگ، اصطلاحاً آتشبس کنید. آیه شریفه تأکید میکند که اگر دشمن به صلح و روش مسالمتآمیز رغبت کرد، تو نیز به آن متمایل شو و به خدا توکل کن و مترس از اینکه مبادا اموری پشت پرده باشد و تو را غافلگیر کند و تو بهخاطر نداشتن آمادگی نتوانی مقاومت کنی؛ چون خداوند شنوا و داناست و هیچ امری او را غافلگیر نمیکند و هیچ نقشهای او را عاجز نمیسازد، بلکه او تو را یاری نموده و کفایت میکند. (طباطبایی: ج ۹، ص ۱۱۸) این آیه به مسلمانان یادآور میشود که هرچند ممکن است در آینده آنان مجدداً علیه شما توطئه کنند، با این حال آتشبس را بپذیرید؛ اما از دشمن غفلت نکنید، پشتیبانی خدا را همواره طلب نمایید و بدانید که دشمنی ریشهدار شما با آنان باقی است و ممکن است در آیندهای نزدیک یا دور، دوباره به همین شرایط جنگی بازگردید.
این مضمون در آیه ۹۰ سوره نساء نیز بیان شده است. در آنجا میفرماید: ﴿فَإِنِ اعْتَزَلُوکُمْ فَلَمْ یُقاتِلُوکُمْ وَ أَلْقَوْا إِلَیْکُمُ السَّلَمَ فَما جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ عَلَیْهِمْ سَبیلاً﴾ (نساء / ۹۰). در این آیه میفرماید: کسانی که با شما عهد بستهاند یا به شما پیشنهاد عدم تعرض دادهاند، اگر از شما کنارهگیری کنند و با شما نجنگند و با شما از در صلح و مسالمت درآیند، شما را بر جان و مال ایشان راهی نیست و نباید جنگ را با آنها ادامه دهید. مشابه این مضمون در آیه ۸ سوره ممتحنه نیز تکرار شده است و میفرماید: ﴿لا یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ ...﴾ (ممتحنه / ۸)؛ یعنی کسانی که با دین شما دشمنی ندارند را میتوانید بهعنوان دوست انتخاب کنید. (طبرسی: ج ۳، ص ۱۳۵)
۳. بازگشت به جنگ پس از نقض صلح و آتشبس
﴿وَ إِنْ نَکَثُوا أَیْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُوا فی دینِکُمْ فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَیْمانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ﴾ (توبه / ۱۲)
قرآن کریم در شرایط نقض آتشبس، دستورات ارزشمندی بیان کرده است. از آنجا که کفار و مشرکین تعهدی به خدا و دیگر انسانها ندارند، همواره در معرض نقض عهد هستند و هرگاه شرایط را برای آسیب به مؤمنان فراهم ببینند، دوباره به تعرض میپردازند. به همین دلیل، اسلام ضمن آنکه دستور به پذیرش درخواست صلح میدهد، در عین حال فرمان میدهد که هرگاه دشمنان نقض عهد کردند، شما نیز بیدرنگ نسبت به نقض عهد آنان واکنش نشان دهید و با آنها به قتال برخیزید. مفهوم آیه به یک گروه یا یک عصر خاص منحصر نیست و آیه در حقیقت یک دستورالعمل همیشگی برای مبارزه مسلمانان با سران کفر است. (رضایی اصفهانی: ج ۸، ص ۱۵۹) اینکه در آیه شریفه فرموده است با پیشوایان کفر بجنگید، به این معنا نیست که با پیروان آنان نجنگید؛ چراکه جنگ با پیشوایان، مستلزم جنگ با پیروان نیز هست؛ اما به دلیل اهمیت جایگاه پیشوایان کفر، نام آنان در آیه آمده است. (فخر رازی: ج ۱۵، ص ۵۳۵)
* نتیجهگیری
نتیجه آنکه اسلام در سه قالب نسبت به جهاد دستور داده است: قالب اول، دستور به آمادگی همیشگی برای جهاد با کفار است. قالب دوم، دستور به ترک جهاد در زمانی است که دشمن درخواست صلح و آتشبس دارد. قالب سوم آن است که در برابر نقض عهد آتشبس از سوی دشمن، با آنان جهاد شود. این سه دستور کلی، بستری برای پیادهسازی تمامی احکام مربوط به جهاد است و مسلمانان عصر غیبت باید با تبعیت از دستورات ولی فقیه زمان، تشخیص دهند که در هر برههای از جنگ، به کدامیک از آیات جامه عمل بپوشانند.
علیرضا شاهفضل، دانشیار گروه معارف اسلامی دانشگاه علوم پزشکی کاشان
پینوشت
۱. رضایی اصفهانی، محمدعلی (۱۳۸۷ ش)، تفسیر قرآن مهر، قم: پژوهشهای تفسیر و علوم قرآن.
۲. طباطبایی، سید محمدحسین (۱۳۹۰)، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت: مؤسسة الأعلمی.
۳. طبرسی، فضل بن حسن (۱۴۱۵ق)، مجمع البیان لعلوم القرآن، بیروت: مؤسسة اعلمی.
۴. فخر رازی، محمد بن عمر (۱۴۲۰ق)، التفسیر الکبیر / مفاتیح الغیب، بیروت: دار إحیاء التراث العربی.
۵. مکارم شیرازی، ناصر و همکاران (۱۳۷۱)، تفسیر نمونه، تهران: دار الکتب الاسلامیة.











نظر شما